شناسه: 90553

شهادت

وحید پور خواجه وند چون به سن تکلیف نرسیده بود مادرم برای خوردن سحری بیدارش نکرد . وحید آن روز روزه اش را گرفت . چن روز بعد به دلیل این که امتحان داشت باز مادر برای سحری خوردن بیدارش نکرد و باز وحید روزه اش را کامل گرفت . مادر هم مجبور شد هر شب بیدارش کند ! *** کپسول بخاری آسایشگاه آتش گرفته بود . وحید زودتر از بقیه متوجه شد . ساعت 5 صبح بود . اگر دیر می جنبید ممکن بود منفجر شود و بیست سربازی که خواب بودند در آتش بسوزند . آن را برداشت و دوید به سمت محوطه باز پادگان . به خاطر این جانفشانی در بیمارستان بستری شد ولی شدت سوختگی به حدی بود که به کما رفت و چند روز بعد به شهادت رسید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه