شناسه: 90599

عصای دست

این اواخر هر وقت با هم صحبت می کردیم می گفت : «از خدمت که برگشتم میام کمکت که نخوای این قدر زحمت بکشی» . سال ها روی ماشین سنگین رانندگی کرده بودم و امید داشتم پسرم در روزگار پیری عصای دستم باشد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه