شناسه: 91786

قلک

قلکی داشت که از نوجوانی پول هایش را داخل آن می گذاشت و پس انداز می کرد .

وقتی رفته بود سربازی تلفن زد و به مادر گفت :

از پول های داخل قلک بردارید و به آدم های فقیری که می شناسید کمک کنید . لازم نیست به من هم بگید که چقدر برداشتید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه