روزه
با این که هنوز به سن تکلیف نرسیده بود اما روزه اش را کامل می گرفت .
آن ایام توی نانوایی کار می کرد . یک بار دلم برایش سوخت و برای خوردن سحری بیدارش نکردم . صبح با ناراحتی علت این کارم را پرسید .
گفتم :کنار تنور تشنه ات می شه
نه من هم مثل بقیه باید روزه ام را بگیرم
و گرفت !
ثبت دیدگاه