خاطرات شناسه: 95214 ۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۱۱:۲۶ 0 دیدگاه اول نماز راوی همسر شهید:خسته از راه رسید. خواستم سفره را بیاندازم که گفت: اجازه بده نمازم رو بخونم بعد. معلوم بود به خاطر مأموریت فرصت نکرده بود اول وقت بخواند. ناهار را که خوردیم دستمالی برداشت و سفره را تمیز کرد. کار همیشگی اش بود.
ثبت دیدگاه