شناسه: 95517

فرار از غیبت

هنوز سن و سالی نداشت اما نسبت به غیبت کردن حساس بود. این را وقتی فهمیدم که یکی از اقوام به خانه مان آمد. آدم پر حرفی بود و هر سخنی را از هر جایی نقل می کرد. احمد لباس هایش را پوشید که برود بیرون. طرف که فهمید بود چه خبر است گفت: احمد آقا تو یه الف بچه از این حرف ها چی می فهمی؟ خیلی هم خوب می فهمم. این هایی که شما می گید غیبته.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه