خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی محمد حسن صادقی : شب شهادت شهید ناصرى، خواب دیدم که ایشان از مشهد به تهران آمده و جلو قرارگاه ایستاده وقتى رفتم بیرون دیدم شهید ناصرى وسط موى سرش سفید است و محاسنش هم سفید شده است. گفتم: حاج آقا مشهد به شما نساخته، خیلى پیر شدى، اگر ناراحت هستى برگرد به تهران بیا. آقاى ناصرى گفت: "نه من راحت شدم"، بعد چند تا زن سیاهپوش هم دورش بودند که یکى از آنها دستى به سر ناصرى کشید و تمام موى سر و محاسن شهید ناصرى سیاه و زیبا و نورانى شد. صبح که بیدار شدم متوجه شدم که همسرم و پسرم نیز خواب شهید ناصرى را دیدهاند به محل کار که آمدم به من گفتند: او شهید شده است.
ثبت دیدگاه