همت در رفع مشکل ديگران
راوی مظفری : یک دفعه خستگى روحى شدیدى پیدا کرده بودم و خیلى مایل بودم که به زیارت حضرت معصومه(س)بروم تا تسکین پیدا کنم. به دفتر آقاى ناصرى مراجعه کرده و موضوع را با دفتردار ایشان در میان گذاشتم اما ایشان مخالفت کردند تا این که خود آقاى ناصرى را دیدم، ایشان فرمودند: آقاى مظفرى مىخواهى به قم بروى؟ گفتم: آرى. گفت: چطور مىخواهى بروى؟ گفتم: پول گرد و بازار دراز - گفت: منظورم این بود که چگونه مىخواهى بروى؟ گفتم: به ترمینال رفته و ضمن تهیه بلیط با اتوبوس مىروم. گفت: نه، آقاى مظفرى شما از همین جا ماشین بگیر و با خرج خودم برو و زیارت بکن و ما را هم دعا کن و برگرد.
ثبت دیدگاه