خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی فروزان مهر : بعد از شهادت سردار ناصرى به ذهنم رسید که پایگاه مقاومت گازار را که زادگاه ایشان است به نام سردار تغییر نام دهیم، لذا به سپاه مقاومت خراسان موضوع را طى نامهاى منعکس کردیم تا در صورت موافقت این موضوع عملى شود. دو سه روز از موافقت مسئولین استان با پیشنهاد ما بیشتر نگذشته بود که یک شب شهید ناصرى را خواب دیدم که از طرف مقام معظم رهبرى و فرماندهى کل قوا به عنوان فرماندهى کل سپاه منصوب و قرار است به عنوان اولین سخنران در سمینار فرماندهان سپاه که سالانه تشکیل مىشود شرکت و سخنرانى کند. دقیقاً فکر مىکردم که در بیدارى هستم، دیدم سردار ناصرى با همان لباس کار همیشگى بدون محافظ در جمع فرماندهان حضور پیدا کرده و مطالب و رهنمودهایى را ایراد کردند. بدلیل آشنایى که با سردار داشتم به ذهنم خطور کرد که بعد از اتمام سخنان ایشان دیدارى با هم داشته باشیم. سخنرانى سردار ناصرى که تمام شد از محل سمینار خارج و به سمت ستاد فرماندهى کل حرکت کرد. من به دنبال ایشان راه افتادم و خدمت رسیده و ضمن احوال پرسى مشکلات ناحیه مقاومت را خدمت ایشان توضیح دادم و درخواست کردم در جهت رفع مشکلات پایگاه ما را یارى کند. سردار فرمودند: مشکلات را طى نامهاى منعکس کنید سعى مىشود برطرف کنیم. بعد خدمت ایشان عرض کردم، نام پایگاه مقاومت گازار را به جهت این که زادگاه شما بوده است به نام شما تغییر نام دادهایم. سردار فرمودند: مطلع هستم. در همین لحظه چشم من به فرمانده وقت سپاه قاین آقاى صمدیان افتاد، ایشان را صدا کرده و گفتم: این که مىگویند: شهدا زنده و در صحنه حضور دارند، واقعاً چنینند. نمونه بارز و مصداق عینى این موضوع شهید ناصرى است که على رغم شهید شدن من دارم ایشان را مىبینم که حیات دارد و با هم صحبت مىکنیم. فرمانده سپاه قاین هم صحبتهاى مرا تأیید کرده و گفتند: واقعاً این چنین است.
ثبت دیدگاه