شناسه: 96886

حالات معنوي خاص

راوی فاطمه ناصری : یکدفعه پدرم به اتفاق آقاى ناصرى به دنبال من آمدند تا بعد از امتحانات به همراه آنان به روستا برویم، در راه برگشت به روستا ساعت حدود 10 شب بود که در ماشین نشسته بودیم ایشان رادیو ماشین را روشن کردند که در حال پخش کردن دعاى کمیل بود. وقتیکه دعا خوانده مى‏شد ایشان با صداى بلند گریه مى‏کردند و یک حال و هواى دیگرى داشتند با وجود اینکه در ماشین در حال رانندگى بودند ولى باز هم در همان حال و هواى معنوى قرار گرفته بودند که باعث تعجب ما شده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه