شناسه: 96888

دستگيري از ضعيفان

راوی حسین ناصری : یکروز داشتیم به منزل یکى از اقوام مى‏رفتیم در بین راه ترافیک به نحوشدیدى بود که ما مجبور شدیم توقف کنیم در آنجا فقیرى بود که به راننده ماشینها نگاه مى‏کرد و به نزد هر راننده‏اى که فکر مى‏کرد شاید به او کمک کند مى‏رفت جلوى هر کسى نمى‏رفت چون به قیافه آن هم نمى‏خورد که فقیر باشد ولى محتاج بود. او به طرف ماشین آمد و آقا ناصرى شیشه ماشین را پایین کشید و به او کمک کرد ولى چند قدم که ماشین حرکت کرد و جلوتر رفت پشیمان شده بودند که چرا به آن مرد بیشتر کمک نکردند و اگر ممانعتى نبود و پلیس اشکال نمى‏گرفت حتماً برمى گشتند و تا حد توان به آن مرد کمک مى‏کردند چون همیشه یاور مظلومان بودند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه