دستگيري از ضعيفان
راوی حسین ناصری : یکروز داشتیم به منزل یکى از اقوام مىرفتیم در بین راه ترافیک به نحوشدیدى بود که ما مجبور شدیم توقف کنیم در آنجا فقیرى بود که به راننده ماشینها نگاه مىکرد و به نزد هر رانندهاى که فکر مىکرد شاید به او کمک کند مىرفت جلوى هر کسى نمىرفت چون به قیافه آن هم نمىخورد که فقیر باشد ولى محتاج بود. او به طرف ماشین آمد و آقا ناصرى شیشه ماشین را پایین کشید و به او کمک کرد ولى چند قدم که ماشین حرکت کرد و جلوتر رفت پشیمان شده بودند که چرا به آن مرد بیشتر کمک نکردند و اگر ممانعتى نبود و پلیس اشکال نمىگرفت حتماً برمى گشتند و تا حد توان به آن مرد کمک مىکردند چون همیشه یاور مظلومان بودند.
ثبت دیدگاه