شناسه: 96893

محبت و مهرباني

راوی فاطمه بیگم هاشمی : سال 77 شب عیدى بود که ما به خانه آقاى ناصرى رفتیم آقاى ناصرى در آن موقع افغانستان بودند خواهرم (همسرآقاى ناصرى) به فرزندم مبلغى به عنوان عیدى داد حدود یک هفته بعد که آقاى ناصرى به ایران برگشته بود به منزل ما آمدند و ایشان هم مبلغى را به عنوان عیدى به فرزندم دادند. چند روز بعد هم یک عید دیگرى بود که آقاى ناصرى به همراه خانواده به منزل ما آمدند و براى بار دوم به فرزندم عیدى داد در ضمن از پسرم مى‏پرسید مى‏دانى امروز چه روزى است؟ بعد از چند روز ولادت یکى از ائمه بود که آقاى ناصرى به خانه ما آمدند و براى بار سوم به پسرم عیدى دادند. این دفعه من به آقاى ناصرى اعتراض کردم و گفتم: حاجى قرار نیست که به هر مناسبتى شما به فرزند ما عیدى بدهید شاید از هفت روز هفته شش روزش عید باشد آقاى ناصرى در جواب من گفت: الان وضعیت جامعه به گونه‏اى است که تا مى‏توانیم ما باید این اعیاد مذهبى را در ذهن بچه‏ها زنده نگهداریم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه