شناسه: 96903

اخلاص عمل

راوی فاطمه هاشمی : یک شب از مشهد یا بیرجند به قائن رفتیم هنگامیکه به اسفِدِن که روستاى محل سکونت پدر و مادر شهید بود رسیدیم من پیاده شدم تا به خانه پدر و مادر او برویم ولى او گفت: شما در منزل باشید من باید به روستاى پدر و مادر شما بروم و احوال آنها را هم بپرسم که دیر نشود 20 دقیقه بیشتر طول نمى‏کشد. او از ما جدا شد و رفت در روستاى ما و احوال پدر و مادرم را پرسید و برگشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه