اجتناب از مکروهات
یکبار یک انگشتر طلا در دستم بود و نادر به من نگاه کردو گفت برادرم مگر نمىدانى که با انگشتر طلا نمىشود نماز خواند گفتم نه او گفت زینت طلا براى مردان مکروه و درحال نماز خواندن حرام است این را از دست خودت بیرون کن. من گفتم چشم.
یکبار یک انگشتر طلا در دستم بود و نادر به من نگاه کردو گفت برادرم مگر نمىدانى که با انگشتر طلا نمىشود نماز خواند گفتم نه او گفت زینت طلا براى مردان مکروه و درحال نماز خواندن حرام است این را از دست خودت بیرون کن. من گفتم چشم.
ثبت دیدگاه