شناسه: 98013

هدایای به یاد ماندنی

هربار که به مرخصی می آمد در اولین فرصت به دیدار خواهران می شتافت و همیشه در صله رحم پیش قدم بود و می گفت که دیدار و دیدین خواهران و فرزندان آنها خستگی راه و دوری را از بدنم بیرون می کند . هربار که به نزد خواهران می رفت برایشان هدایایی که هر چند کم با خود می برد و می گفت که این هدایا هرچند ناچیز ولی به یادماندنی هستند . هرگز فراموشم نمی کنند، در کارهایی که کلیه اقوام داشتند و نیاز به کمک بود وی پپیش قدم بود. هرچند کاری سخت و طاقت فرسا مانند کشاورزی بود. وی از افتخارات خانواده و اقوام و الگو برای دیگران بوده و هست. در آخرین مرخصی که به شهرستان آمد با بنده به منطقه تفرجگاه سراب کهمان رفتیم. پس از مقداری گشت و تفریح از یکی از چشمه ها آبی نوشید و بیان کرد که شاید این آخرین آبی باشد که از این سراب می خورم و به گفته خودش واقعا آخرین آب و آخرین سفر شد.

راوی شوهر خواهر شهید

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه