آقاي اكبري از بازنشستگان هواپیمایی ناجا اظهار داشت...
آقاي اكبري از بازنشستگان هواپیمایی ناجا اظهار داشتند؛ كه در آن زمان رييس خط پرواز بوده ام. درآخرين ماموريت و بر اساس دستورالعمل و روال قبلي، كميسيونی براي تعیین محل اعزام افراد ماموریتی به ماموریت تشکیل شده بود، كه مقرر گردید؛ شهيد رحماني نژاد به عنوان مهندس پرواز، در ماموريت اروميه اعزام گردد و آقاي نصرت ا... خوشكام براي انجام ماموريت به شهر كرمان عزیمت نمایند. در روزاعزام، ماموریت تعیین شده را به شهید رحمانی نژاد ابلاغ نمودم؛ و ایشان می بایست برای انجام ماموریت به ارومیه خود را آماده نماید و سریعا خود را به خط پرواز هواپیما، جهت اعزام به ماموریت ارومیه خود را معرفی نماید. ایشان بلافاصله خود را به خط پرواز هواپیما معرفی نموده بود؛ ولی بعد از چند دقیقه متوجه شدم که آن شهید دوباره به خط پرواز بالگرد برگشت . از او پرسیدم: «چی شده که برگشتی؟» شهید رحمانی نژاد در پاسخ من گفت: « اسم من در برنامه پروازی ارومیه نبوده است و به جای من آقای خوشکام تعیین شده است.» در ادامه صحبت ها من روی حرف خود پافشاری می کردم و مطمئن بودم که در کمیسیون یادشده شهید رحمانی نژاد برای ماموریت ارومیه تعیین شده بود. در همین زمان که صحبت می کردیم، گوشی تلفن را برداشته و به منظور مشخص شدن موضوع و اعتراض با معاونت عمليات تماس گرفتم. در همان حالی که با نفر عملیات در مورد جابجا کردن نفرات مشخص شده بحث می کردم؛ شهید رحمانی نژاد گوشی تلفن را از دست من گرفت و به نفر عملیات گفت: «مشکلی نیست حل شده، حل شد.» پس از اتمام صحبت هایش رو به شهید کردم و گفتم: « که چرا این کار را انجام دادی؟» شهید رحمانی نژاد رو کرد به من و گفت: «عمر در دست خداست، قسمت هر چی باشه اون رقم می زنه، دست من و شما نیست. ما باید 15 روز ماموریت باشیم، این 15 روز در هر جایی باشد، فرقی برای من ندارد.» در همان زمان آقای خوشکام هم در اتاق خط پرواز بود و سپس، رو به آقای خوشکام کرد و گفت: «اگر برای شما فرقی نداره برای من این جا به جایی مهم نیست.» آقای خوشکام هم در جواب شهید رحمانی نژاد گفت: «که برای من هم فرقی نداره.» در همان لحظه به آقای خوشکام گفت:«که شما با هواپیما به ارومیه برو و من هم با بالگرد به ماموریت کرمان اعزام می شوم. این خاطره آخرین ماموریت شهید رحمانی نژاد بوده است.
ثبت دیدگاه