شناسه: 149757

خواب و رویای شهید

به روایت از کبری ضروری : بخاطرم هست که احمد یک روز صبح زود بلند شد چایی گذاشت و گفت: خانم بلند شو با هم یک چایی بخوریم، بعد گفت خانم. خواب دیم که با مهدی آقا به کربلا رفتیم و تمام مکانها را زیارت کردیم، ولی وقتی خواستیم امام حسین را زیارت کنیم دیدیم در یک گودال بزرگی است.هر چه سعی کردیم نتوانستیم وارد گودال شویم و امام حسین را زیارت کنیم. اشکهایم جاری شد و احمد گفت: برای چه خانم گریه می کنی؟ گفتم: شما لااقل چند نفر را زیارت کردی، گفت: این حرفها چیست هر وقت بخواهم به زیارت بروم شما را هم خواهم برد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه