تاب ماندن
به نقل از برادر شهید: چندين بار از ناحيۀ پا به شدت مجروح شده بود؛ ولي باز هم تاب ماندن نداشت و به محض اينکه کمي بهتر ميشد، به جبهه ميرفت.
هشت ساله بودم که پايش را گچ گرفته بود و روي ايوان نشسته بود. رو به من گفت: «يک اره پيدا کن و بياور.»
اره را که آوردم، گچ را بريديم. چند روز بعد هم دوباره با اشتياق به جبهه رفت.
ثبت دیدگاه