شناسه: 175426

توجه به خانواده

خاطره ای که هیچگاه فراموش نمی کنم زمانی است که من در بیمارستان بستری بودم و بچه بزرگترم که یک سال و نیم بیش نداشت درمنزل دور ازمن بوده و بی تابی می کرده است محمدنوجوانی بیست ساله بود برخلاف انتظار ما او مسئولیت نگهداری از فرزندم را بعهده گرفته وخیلی بهتر از دیگران او را آرام کرده وخوابانده بود من بعداً فهمیدم که ایشان چقدر مسئولیت پذیر بوده ونسبت به من لطف و مهربانی داشته است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه