شناسه: 63821

شجاعت و شهامت

راوی سید جعفر رضوی سطوتی: در دوره‏اى که محمدرضا ارفعى آموزش در پادگان امام رضا علیه السلام مى‏دید در پایان دوره اردویى در بین مشهد و کلات برگزار شد یادم است محمود کاوه مسئولیت یکى از اردوگاهها را داشت و آقاى عبدى مسئولیت یکى دیگر از اردوگاهها را داشتند هر دو اردوگاه حالت شبیه دره مانند داشت آقاى ارفعى به عنوان چریک انتخاب شده بود که به اردوگاهى که مسئولیتش با کاوه بود نفوذ کند در یک روزى که به اصطلاح بحث چریک و ضد چریک بود حدود 24 یا 48 ساعت ادامه پیدا مى‏کرد در روز دوم بود که کاوه بچه‏هاى چریکش را جمع کرده بود که آنها را توجیه کند که به اردوگاه دیگر حمله کنند منتهى برادر ارفعى خیلى قشنگ به اردوگاه کاوه نفوذ کرده بود و خودش را تا نزدیکى محل تجمع نیروهاى چریکى که کاوه داشته توجیهشان مى‏کرده است رسانده بود و یک تکه سنگى را برمى دارد و پرت مى‏کند وسط این جمعیتى که نشسته بودند و این واقعاً اوج کار یک چریک بود که بتواند در اردوگاه مقابل نفوذ کند و تا حدى نزدیک به شود که شیئى را در وسط نیروهاى تجمع کننده بیندازد شاید به عنوان یک نارنجک انداخته بود این کار ارفعى براى بچه‏هاى آن گروه خیلى به اصطلاح سنگین شده بود خلاصه دوره‏اش مى‏کنند و او را مى‏گیرند و کتک زیادى هم مى‏زنند ولى خودش مى‏دانست که حالا بر فرض این که چریک دشمن باشد دیگر کسى از آنها نمى‏ماند که بگیرند کتکش بزنند من یادم است که وقتى مربى‏ها دور هم جمع شده بودند بالاخص محمود کاوه خیلى از این مطلب خوشش آمده بود و خیلى از ایشان تعریف مى‏کرد مى‏گفت کارش قابل تحسین بود با این که بچه‏ها را توجیه کرده بود ولى ایشان خیلى راحت توانسته بود نفوذ کند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه