سخنراني شهيد
راوی رمضان علی عامل گوشه نشین : در حین عملیات والقجر 3 در حال شنود بى سیمهاى عراقى بودیم یک فرمانده عراقى به فرمانده رده پایینتر خود گفت: "برو جلو، من قبلاً که تو را تشویق کردم و به تو درجه دادم" او در جواب گفت: "نمىتوانم جلو بروم آتش زیاد است." فرمانده گفت: اگر پیش روى نکنى پدرت را در خواهم آورد. برو جلو اگر موفق بشوى و پیشروى کنى یک درجه دیگر به تو مىدهم". اصرار فرمانده رده بالا و امتناع رده پایین و اظهار ناتوانى او به اینجا ختم شد که: فرمانده رده بالا گفت: اگر پیش نروى اعدامت مىکنم پدرت را در مىآورم ارتباط بین این دو نظامى عراقى براى لحظاتى قطع شد. بعداز چند لحظه مجدداً ارتباط بى سیم آن دو برقرار شد که فرمانده رده پایینى گفت: متن جلو رفتم خاکریز ایرانیها را فتح کردم ایرانیها فرار کردند. فرمانده رده بالاتر گفت: پدر سوخته، من که مىبینم تو هنوز همانجاى اولت هستى تو که نرفتى و سر جایت هستى. او جواد داد: چکار کنم؟ نمىگذارند پیشروى کنم. حتى صدام حسین با سرهنگ جاسم تماس گرفته و به او وعده درجه سر تیپى دادکه مقاومت کنند و ایرانیها را شکست بدهد. نهایتاً در همانجا درجه سرتیپى را براى سرهنگ جاسم تصویب کرد و به او این عمل را اطلاع دادند. این هجوم و عقب نشینىها نه شبانه روز ادامه داشت، روز نهم دشمن با ناامیدى تمام نیروهایش را فرا خواند و نیروهاى در محاصره هم خودشان را تسلیم نیروهاى اسلام کردند.
ثبت دیدگاه