شهید شمس الله شکرالهی

کد ایثارگری:
6308083
نام پدر:
مهدی
محل تولد:
ایران ، استان اصفهان ، شهرستان نجف آباد ،
تاریخ تولد:
۱۳۴۰/۰۲/۰۴
شغل:
پاسدار
تحصیلات:
زیر دیپلم
تاریخ شهادت:
۱۳۶۳/۱۲/۲۲
محل شهادت:
جزایر مجنون
زندگینامه

شهید شمس‌الله شکر‌الهی فرزند مهدی، به تاریخ 4 اردیبهشت‌ماه1340 در شیخ‌شبان شهرکرد به دنیا آمد. ایشان چهارمین فرزند خانواده بود. بعد از مدتی به همراه خانواده‌اش به امیر‌آباد از توابع شهرستان نجف‌آباد مهاجرت کردند. پدرش تعزیه‌خوان مراسم‌ها بود و همین عشق، پسر را با خوی و خصلت ابا عبد الله الحسین(ع) و امیر المومنین(ع) آشنا کرد و این‌گونه بود که شیفتۀ این بزرگواران شد.
با صدای زیبایی که داشت از همان دوران علاقۀ وافری به مداحی و نوحه‌خوانی در دل می‌پروراند و بعدها این مهم را به نحو احسن انجام می‌داد. به گفتۀ آشنایان، ایشان از همان اوایل کودکی، رفتاری متفاوت‌تر از بقیه فرزندان داشتند. چهرۀ جذاب و مظلوم، حجب و متانت وافرش سبب شده بود که بین اطرافیان از محبوبیت خاصی بهره برد. هنوز هم پس از سال‌ها نامش ورد زبان‌هاست و همه از او یاد می‌کنند.
برای کسب علم و دانش افروزی قدم به دبستان نهاد. با پایان یافتن این مهم برای اینکه روی پاهای خودش بایستد، روزها کار می‌کرد و تحصیلات خود را به صورت شبانه ادامه داد. برای ورزیده نمودن جسم خود به ورزش کشتی روی آرود. ایشان در اوقات فراغت کتب مختلف علمی، دینی و مذهبی را مطالعه می‌کرد و با دستان هنرمندش نقاشی می‌کشید که هنوز هم پس از سال‌ها از ایشان به یادگار باقی‌مانده است. به‌جز انجام واجبات دین خود را مقید می‌دانست که روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه روزه بگیرد. با اوج‌گیری راهپیمایی و تظاهرات مردم علیه رژیم، ایشان هم پا به پای دیگر آزادی‌خواهان در این عرصه حضور داشت. مدتی در اصفهان و در منزل خواهرش زندگی می‌کرد و از آنجا سرکار می‌رفت که به فکر افتاد با دوستان هیئتی را بنا کنند. هنوز هم آن هیئت عزاداری پابرجاست و در آن مراسم مذهبی برگزار می‌شود.
به نماز جمعه و روزه اهمیت زیادی می‌داد. در سختی‌ها و مشکلات صبر و تحملی وافر داشت. با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و در راستای ادامۀ اهدافش برای انجام خدمت مقدس سربازی درس را تا مقطع دوم نظری رشته علوم انسانی رها کرد و به تاریخ 18 شهریور‌ماه 1359 عازم حسن‌رود، واقع در سی‌و‌پنج کیلومتری رشت شد. سه ماه از خدمتش را در آن منطقه گذراند، سپس به منجیل انتقال یافت تا یک دوره تکاوری را پشت سر‌گذراند و به جبهه‌های حق علیه باطل رهسپار شد. بعد از آن به بوشهر و پس از گذراندن آموزش‌های لازم به آبادان اعزام شد. ایشان به تاریخ 1359/11/15در‌حالی‌که عراقی‌ها آتش خود را بر روی رزمندگان اسلام می‌ریختند، از ناحیۀ پا مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان ماهشهر، به بیمارستان اصفهان منتقل گردید. در راستای ادامۀ اهدافش و بعد از بهبودی نسبی به جادۀ ماهشهر رهسپار شد.
با پایان یافتن خدمت مقدس سربازی‌اش داوطلبانه در میادین جنگی باقی ماند، چرا که دوست داشت دست دشمن دون را از خاک پاک میهنش کوتاه گرداند.
ایشان در عملیات‌های والفجر مقدماتی و الفجر 1 حضور داشتند. با بازگشت به زادگاهش برای تکمیل نمودن دینش با دختری پاکدامن و عفیف که خانواده‌اش در نظر گرفته بودند، ازدواج کرد. با سپردن ایشان به دستان گرم معبودش دوباره به مناطق جنگی رهسپار شد. در هوای گرم جبهه‌ها نیز واجبات دین، از جمله روزه گرفتن و نماز خواندن را با عشق انجام می‌داد. حضور در میادین جنگ و حماسه سبب شده بود که ایمانش بیش از پیش شود. مدت ده ماه نیز به عنوان ارشد انتظامات تکاوران انجام خدمت کرد. آقا‌شمس‌الله در جبهه برای هم‌رزمانش نوحه‌خوانی می‌کرد و خاطرات خود را در دفترچه‌ای یادداشت می‌نمود. با ذوقی که در او جوشیده بود اشعاری زیبا می‌سرود.
زمانی‌که متوجه شد عملیات بدر در پیش است و با لشکر 14 امام حسین(ع) در گردان پیاده به عنوان فرمانده گروهان به جزایر مجنون رهسپار شد. در بحبوحۀ عملیات به تاریخ 1363/12/22 بر اثر اصابت ترکش به بدن پاکش، درهای بهشت موعود که وعدگاه مردان پاکی چون او بود به رویش گشوده گشت.
جسم پاکش بعد از تشییع باشکوه در کنار دیگر شهیدان یزدانشهر آرام گرفت و به ابدیت پیوست.
«روحش شاد و راهش پر رهرو»

خاطره

خرید کتاب

۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۱۴

در آرزوی شهادت

۱۴۰۰-۱۲-۱۹ ۱۶:۱۴
دلنوشته ها
بمنظور درج دلنوشته می بایست ابتدا در سایت ثبت نام بفرمایید.