خاطرات
واژه میساختیم تا فضای روحیمان عوض شود!
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
یک دندان میدادیم یک جرعه شیر بنوشیم!
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
بعد از 14 سال اسارت تز خداوند اجازه ی گلایه خواستم !
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
*در تنهايي اسارت به قدرت لايزال خداوند بيشتر ايمان آوردم
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
یادم رفته بود که برگشته اید
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
وقتی همسرم برگشت هیچ آشنایی بااو نداشتم
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
یک لیوان آب خنک بهترین عیدی!
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
مصداق ایمان
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
فال
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
اولین روز مدرسه
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
زمانبندی جلسه
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
احترام به مادر
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
تربیت مادر
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
پیکر شوهرم در سالگرد عقدمان آمد
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
آقاحمید به قصد شهید شدن به سوریه نرفت
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
دفاع از حرم
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
گفتم اگر شهید شدی قول بده شفاعت ما را بکنی
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
زیارت اهل بیت (ع)
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
کیک تولد
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
نماز در معرکه
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
لباس مشکی
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
غسل شهادت
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
همسرم به من نشانه می دهد
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷
خواستگاری
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۲۷