خاطرات
من و یکی از معلم هایم
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
لبخند آخر
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
حاجتم را از امام رضا (ع) گرفت
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
حاجت من را هم بدهید!
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
سینه تان بوی شهادت ندهد شهید نمی شوید
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
دوری از شهادت حتی با یک نگاه به نامحرم
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
بلوک 30 بهشت رضا
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
تحمل دوری تو را ندارم
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
من گم شدم
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
صدای پشت گوشی به تته پته افتاد
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
مهریهام را با شرط بخشیدم
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
برای هفت پشتم بس است
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
حلالم نکنی بهشت که هیچی جهنم هم نمیبرند
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
تو برایم جز خوبی نبودی
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
به هر چیزی چنگ میزدم
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
نمیخواست اشکش را ببینیم
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
تا یک ماه بیخبر بودیم
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
*اولین زمزمههای رفتن
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
*گریهکنان چادرم را سرم کشیدم رفتم
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
*رضایتم را پس گرفتم
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
*آخرینها
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
میدانستم به سوریه میرود
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
*هفت روز بعد از شهادتش پیکر او را آوردند
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸
تربیت از قبل
۱۴۰۰-۱۲-۱۸ ۰۴:۱۸